فضا نوردان در قرآن مجید


... وقتی که شتاب سفینه تا 3 برابر نیروی گرانش زمین افزایش مییابد، فضانورد احساس سنگینی میکند و فشار شدیدی در قفسه سینه احساس می‌نماید. ممکن است برای تنفس مشکل پیدا کنید... (منبع: http://orbital88.blogfa.com)

 

...موتورها روشن می شوند و شتاب را حس خواهید کرد.زمانی که شاتل در حال پرتاب شدن است به سمت صندلی فشرده می شوید.شتاب شاتل تا 3 برابر نیروی گرانش بر روی زمین ،افزایش می یابد و احساس سنگینی می کنید و فشار شدیدی در قفسه سینه احساس می شود.ممکن است برای تنفس مشکل پیدا کنید... (منبع: http://www.iran-eng.com)


 

فضا نوردانی که به ماه رفتند - احتمالاً (Neil A. Armstrong) و باز آلدرین (Buzz Aldrin ) - در خاطرات خود گفته اند که در لحظات اولیه پرواز سینه ما چنان تنگ شد که نفس کشیدن برای ما بسیار سخت شد؛ به طوری که گویا از سر سوزنی نفس می کشیدیم... (منبع: سخن رانی آیت الله فاطمی نیا ، شب 17 بهمن 1375 ، مهدیه تهران ، نوار شماره 26)


 


ابن عباس از امام علی (ع) نقل کرده که: در قرآن آیاتی هست که زمان آنها را تفسیر می کنه ، مثل این آیه شریفه  125 - سوره الانعام :

 ... و من یُرِد اَن یُضِلّهُ
یَجعَل صَدرهُ ضیّقاً حرَجاً کانّما یصَّعَّدُ الى السمآء..
...و آن کس را که بخاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سینه‏اش را آنچنان تنگ مى‏کند که گویا مى‏خواهد به آسمان بالا برود...


چه راست گفت امام علی (ع) که عجایب قرآن تمام نمیشه. پیش از این پیش رفت های بشر چه تفسیری برای تنگ شدن سینه در اثر بالا رفتن در آسمان می شد ارائه کرد؟ در ضمن توجه کنید که امام رضا (ع) وقتی این آیه رو تفسیر فرمودند این قسمت از آیه رو تغییر نداد چون به نظر من برای مردم اون زمان نمی شد تفسیر کنه؛ هر چند که امام (ع) علم لدنی داشت...  

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
 

آفرینش منظومه شمسی

 

أأنتُمْ أشَدَّ خَلْقاً أم السَّمَاء بَنَاهَا – رَفَعَ سَمْکهَا فَسَوَّاهَا – وأغْطَشَ لَیْلَهَا وَ أخْرَجَ ضُحَاهَا

نازعات: ۲۷-۲۹

بَدیعُ السَّمواتِ وَ الاَرضِ

انعام ۱۰۱

«آیا آفرینش شما مشکل تر است یا منظومه شمسی؟ جوانب آن را بهم آورده غلظت آنرا بالا برد  و آنرا ساخت ـــ و شب و روز را برای آن درست کرد»!  « زمین و سیارات را نوآوری نمود».

نکته: (واژه «سَـمْـک» به معنی: غـلظت و تراکم و کـلـفــتیِ بهـم برآمده است. یعنی جمع و جور و کلفـت و متراکم شده. و واژه «رَفع» در آیه نیز به معنی: “بالا بردن و افزایش دادن” است که از معانی آن است).

نکات آیات:

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ادامه نوشته

 

میلاد کریم اهل بیت(ع) مبارک


 

Click the image to open in full size.

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

آیا علم هر چیزی در قرآن آمده است؟

  • قرآن
  •  

  • تأثیر قرآن بر علوم انسانی

    علوم قرآنی

    تردیدی نیست كه قرآن در برانگیختن اندیشه ها به سمت تولید علم و دانش نقش به سزایی را ایفا كرده است. قرآن در جامعه ای نازل شد كه اكثر قریب به اتفاق مردمانش از نعمت خواندن- كه پایه علوم است - برخوردار نبودند.

    این كتاب آسمانی با امر به «خواندن» آغاز گشت و دیری نگذشت دانشمندانی را تربیت كرد كه در بیشتر دانش ها و فنون عصر خویش سرآمد شدند و این امر ممكن نبود، مگر به مدد جنبش و نهضتی كه قرآن و آموزه های وحیانی اش ایجاد كرد. اروپای قرون وسطا با مشعل دانشی كه مسلمانان افروختند، توانستند به راه های روشنی در زندگی رهنمون شوند، اما صرف نظر از این نقش، برخی بر این تصور بوده و هستند كه خود متن قرآن در بردارنده همه علوم است.

    امروزه آنچه كه به نام علوم انسانی معروف است، بعد از رنسانس در كشور فرانسه زاده شد و از آنجا به كشورهای دیگر راه یافت. امروزه كسی نمی تواند اهمیت و نقش و اثرگذاری علوم انسانی را بر جامعه منكر شود. پژوهش ها نشان می دهد كه حدود 90 درصد از مغزهای متفكر دنیا - كه برخی از آنها راه های سلطه بر جهان را به سیاست مداران كشورهای بزرگ می آموزند - از متخصصان علوم انسانی هستند.

    برخی گفته اند:

    «بیش از 77 هزار علم در قرآن وجود دارد!» به همین جهت كوشیده اند تا اثبات كنند در قرآن كریم اشاره هایی به قوانین طبیعی وجود دارد و آنها را به عنوان وجوه اعجاز علمی قرآن برشمرده اند. قرآن می تواند پاسخ گوی سؤالات ما در همه زمینه ها، اعم از اجتماعی، اقتصادی و علمی باشد. قرآن به گفته خود: (تبیاناً لِكُلِّ شیء) است.

    برخی اشخاص فكر می كنند كه مطابق این عبارت قرآنی باید بتوان جواب هر سؤالی را از قرآن كریم دریافت كرد. درحالی كه خود قرآن تصریح كرده است كه درباره برخی مسائل اصلاً سخن نگفته است؛ به طور مثال، در مورد نقل داستان پیامبران در قرآن می خوانیم:

    «و رسلاً قد قصصناهم علیك من قبل لم نقصصهم علیه»؛ و پیامبرانی را فرستادیم كه داستان آنها را برای تو پیش تر گفته ایم و پیامبرانی كه داستان آنان را برای تو نگفته ایم. (نساء/164) همچنین خداوند در وصف كتاب موسی و الواحی كه در كوه طور بر آن حضرت نازل گردید می فرماید: «و ثم آتینا موسی الكتاب تماماً علی الذی احسن و تفصیلا لكل شیء و هدی و رحمه لعلهم بلقاء ربهم یومنون»؛ سپس به موسی كتاب دادیم تا (نعمت را بر آن كه نیكی كرده است تمام كنیم, و برای روشن كردن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش؛ شاید آنان به لقای پروردگارشان ایمان آوردند. (انعام/154) و نیز می فرماید: «و كتبنا له فی الالواح من كل شیء موعظه و تفصیلاً لكل شیء»؛ و برای او در الواح در هر زمینه، پندی و برای هر چیز، تفصیلی نوشتیم. (اعراف/145)

    آیا می توان باور داشت كه در الواح موسی نیز همه چیز بیان شده است. باید گفت همان طور كه مفسران نیز یادآور شده اند، منظور از «هرچیز»، آن چیزی است كه از تورات یا قرآن انتظار می رفته و می رود؛ به طور مثال، اگر كسی به میهمانش بگوید كه ما همه چیز در خانه داریم, منظور او آن است كه وجود میهمان برای او اسباب زحمت برای تهیه لوازم میهمانی نیست و خوراكی هایی را كه معمولاً برای برگزاری یك میهمانی لازم می شود در خانه او حاضر است. بنابراین استدلال به جمله (تبیاناً لكل شیء) برای اثبات این فرضیه كه قرآن حاوی همه علوم و فنون است، استدلال نابجا و ناشی از سوء فهم است.

    تأثیر قرآن بر علوم انسانی

    امروزه آنچه كه به نام علوم انسانی معروف است، بعد از رنسانس در كشور فرانسه زاده شد و از آنجا به كشورهای دیگر راه یافت. امروزه كسی نمی تواند اهمیت و نقش و اثرگذاری علوم انسانی را بر جامعه منكر شود. پژوهش ها نشان می دهد كه حدود 90 درصد از مغزهای متفكر دنیا - كه برخی از آنها راه های سلطه بر جهان را به سیاست مداران كشورهای بزرگ می آموزند - از متخصصان علوم انسانی هستند.

    از این رو، ضعف و بیماری در ساختار این علوم، خواه ناخواه به پیكر اجتماع نیز سرایت می كند. در مورد تعامل علوم انسانی با دین و آموزه های دینی نظریات مختلفی مطرح است. عده ای بر این باورند كه اساساً این علوم، علومی وارداتی اند و بر پیش فرض ها و اصولی بنا نهاده شده اند كه با فرهنگ و تمدن اسلامی و دینی سازگار نیستند. بنابراین ما باید براساس آموزه های قرآن و اسلام، علوم انسانی نوینی را از پایه بنا نهیم، اما به نظر من چنین تفكری قرین صواب نیست، یعنی این طور نیست كه همه میراثی كه به عنوان علوم انسانی در اختیار داریم متأثر از شرایط خاص حاكم بر جوامع غیردینی باشد، بلكه بسیاری از یافته های این علوم حاصل برخورد اندیشه با واقعیت های حاكم بر انسان و جوامع انسانی است، از این رو برای همه جوامع انسانی مفید خواهد بود.

    البته نباید منكر تعامل علوم انسانی با ویژگی ها و خصوصیات هر یك از جوامع و از جمله جوامع اسلامی باشیم. این مسأله, طبیعی و حتی بدیهی است. این امر در مورد جابه جایی انواع طبیعت، همچون درختان هم صادق است، تا چه رسد به علوم انسانی؛ برای مثال، وقتی گلی یا نهالی را از جایی به جایی دیگر منتقل می كنند، آب و خاك و هوای منطقه جدید بر آن اثر گذاشته، رنگ و بوی آن گل یا طعم و كیفیت میوه آن نهال را تغییر می دهند، اما چیزی كه مهم است آن است كه بدانیم بذر آن گل یا نهال آن درخت میوه دار، صرف نظر از محیط و فضایی كه در آن می رویند، دارای اصالت اند. علوم انسانی نیز صرف نظر از تعامل با جوامع و فرهنگ ها و تمدن های گوناگون دارای اصالت اند، از این رو این علوم در تعامل با اسلام و قرآن می تواند رشد و توسعه ای متناسب با جامعه اسلامی و قرآنی داشته باشد.

    بی هیچ تردیدی، قرآن بر زبان و ادبیات و فرهنگ و تمدن انسانی اثر گذاشته و به آن رنگ و محتوایی دیگر بخشیده است. این همان چیزی است كه تمدن اسلامی را رقم زده است. در این زمینه می توان نحوه تعامل آموزه های قرآنی با فرد و جامعه و آنچه مربوط به آن دو است را در تاریخ مورد بررسی قرار داد و نقاط ضعف و قوت این تعامل را دریافت و در جهت توسعه روند های مثبت این تعامل مورد استفاده قرار داد.

    به طور مثال، آموزش قرآن و تلاوت این كتاب آسمانی بر رفتارهای مسلمانان تأثیری غیرقابل انكار داشته است، ما می توانیم با بررسی چگونگی این تأثیر بر نقش و جایگاه قرآن و قرائت قرآن در رفتارهای مسلمانان بیفزاییم؛ هم چنین می توان از آنچه مفسران قرآن كریم و نیز ادیبان، متكلمان، فیلسوفان، عارفان، فقیهان و دیگران از قرآن كریم برداشت كرده اند در جهت توسعه و رشد علوم انسانی مربوطه مورد استفاده قرار دهیم.

    برخی اشخاص فكر می كنند كه مطابق این عبارت قرآنی باید بتوان جواب هر سؤالی را از قرآن كریم دریافت كرد. درحالی كه خود قرآن تصریح كرده است كه درباره برخی مسائل اصلاً سخن نگفته است؛

    معتقدم می توان در كلیه رشته های علوم انسانی كه به نحوی توانایی استفاده از آموزه های قرآنی و علوم مربوط به آن را دارند واحدهای درسی گنجاند؛ به طور مثال، دقت نظرهایی كه در ترجمه قرآن كریم به دیگر زبان ها به كار رفته است، می تواند برای دانش پژوهان رشته های مترجمی كاربرد مفیدی داشته باشد و برعكس، آنها نیز می توانند در رشد و غنا بخشیدن به ترجمه های جدید قرآن مفید و مؤثر واقع شوند.

    خلاصه آنكه رشته های علمی براساس تعامل ذهن انسان با رفتارهای انسانی و پدیده های خارجی و رفتارهای جوامع بشری، شكل می گیرد و رشد و بالندگی می یابد. به طور قطع قرآن و علوم و معارف قرآنی می تواند بر این علوم و توسعه آنها مؤثر باشد.

    علوم قرآنی

    از همان اوایل پیدایش اسلام اصطلاحاً علوم قرآنی رواج یافت و تألیفات مستقل و موسعی با عنوان «علوم القرآن» توسط دانشمندان اسلامی به نگارش درآمد. منظور از علوم قرآن در این تألیفات اعم است از موضوعاتی كه در قرآن در مورد آنها سخن رفته است؛ مانند: محكم و متشابه، امثال قرآن، سوگند های قرآن و.... یا مطالبی كه درباره قرآن بیان شده است؛ مانند: جمع آوری قرآن، تاریخ قرآن، خط قرآن و.... سال هاست كه عنوان «علوم قرآن» در دانشگاه ها به عنوان یك رشته تحصیلی درآمده و دانشوران و دانش پژوهانی با این عنوان تحصیلات آكادمیك خود را شروع كرده و به پایان رسانده اند.

    منبع:

     نقش قرآن و علوم قرآنی در تولید علم، محمدكاظم شاكر

  • تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

  • معجزات قران کریم از دید ریاضی


    پديده بى نظيرى که در قرآن وجود دارد، در هيچ کتاب نوشته دست بشر يافت نميشود. هر يک از عناصر قرآن داراى ترکيبى است رياضى: سوره ها، آيات، لغات، تعداد حروف، تعداد کلمات هم خانواده، تعداد و انواع اسم هاى الهى، طرز نوشتن بعضى لغات، عدم وجود يا تغيير عمدى بعضى حروف در بعضى لغات و بسيارى از عوامل ديگر قرآن بغير از محتوياتش، همگى داراى ترکيبى خاص هستند. سيستم رياضى قرآن دو جنبه مهم دارد: (۱) انشاء رياضى، و(۲) ساختمان رياضى قرآن که شامل شماره سوره ها و آيات است. بخاطر اين کد رياضى جامع، کوچگترين تغيير در متن يا ساختمان ترکيبى قرآن، بلافاصله آشکار ميشود.

    غير قابل تقليد

    براى اولين بار در تاريخ، ما کتابى داريم با اثبات نويسندگى الهى_ ترکيب رياضى ماوراء انسانى.
    خوانندگان اين کتاب به آسانى ميتوانند معجزه رياضى قرآن را بررسى کنند. کلمه خدا (الله) در سراسر قرآن با حروف بزرگ و پر رنگ نوشته شده است. در گوشه سمت چپ پايين هر صفحه، مجموع تعداد دفعاتى که کلمه "خدا" از ابتداى قرآن تا آن صفحه تکرار شده است، نوشته شده. شماره نوشته شده در گوشه سمت راست پايين صفحه، مجموع شماره آياتى است که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است. آخرين صفحه کتاب، يعنى صفحه ۶۰۴، جمع کل تعدد تکرار کلمه "خدا" را در قرآن نشان ميدهد که ۲۶۹۸ مرتبه است، يا ۱۴۲۱۹. مجموع شماره آياتى که دارى کلمه "خدا" است، ميشود ۱۱۸۱۲۳، اين عدد هم بر ۱۹ قابل قسمت است: (۱۱۸۱۲۳=۱۹۶۲۱۷).
    عدد ۱۹ مخرج مشترک سراسر سيتم رياضى قرآن است.
    اين پديده بتنهايى اثبات غير قابل تقليدى است که نشان ميدهد قرآن پيغام خدا است به دنيا. هيچ بشرى نميتوانسته حساب ۲۶۹۸ تکرار کلمه "خدا" و تعداد شماره آياتى را که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است، داشته باشد. اين پديده خصوصا غير ممکن است وقتيکه در نظر داشته باشيم (۱) که قرآن در زمان جهالت و نادانى آشکار شد، و (۲) سوره ها و آيات وحى شده از نظر زمان و مکان وحى با هم فاصله بسيارى داشتند. ترتيبى که سوره ها و آيات در ابتدا فرستاده شد، بکلى با آخرين ترتيب قرار گرفتن شان (ضميمه ۲۳) فرق داشت. اما، سيستم رياضى قرآن تنها به کلمه "خدا" محدود نيست؛ بلکه بسيار گسترده، بسيار پيچيده، و کاملا جامع است.

    حقايق ساده

    مانند خود قرآن، کد رياضى قرآن از بسيار ساده تا بسيار مشگل تغيير ميکند. حقايق ساده مشاهداتى است که بدون هيچ وسايلى ميتوان آنها را بررسى کرد. حقايق پيچيده به کمک ماشين حساب يا کامپيوتر قابل رويت است. بررسى حقايق زير به هيچ وسيله اى احتياح ندارد، اما خواهشمند است بخاطر داشته باشيد که همه اينها به متن عربى اصلى اشاره دارد:

    ۱. اولين آيه (۱:۱)، معروف به "بسم الله، شامل......................۱۹ حرف است.

    ۲. قرآن داراى ۱۱۴ سوره است که ميشود................................۱۹۶ .

    ۳. مجموع آيات در قرآن ۶۳۴۶ است که ميشود......................۱۹۲۳۴ .

    [۶۲۳۴ آيه شماره گذارى شده است و ۱۱۲ آيه (بسم الله) شماره گذارى نشده است که ميشود ۶۲۳۴ =۱۱۲+۶۲۳۴] توجه کنيد که ۶+۴+۳+۶ ميشود...........۱۹ .

    ۴. بسم الله ۱۱۴ مرتبه تکرار شده است، با وجود غيبت مرموز آن در سوره ۱۹ (درسوره ۲۷ دو بار تکرار شده است ) و ۱۱۴ = ..................................۱۹۶ .

    ۵. از غيبت بسم الله در سوره ۱۹ تا بسم الله اضافى در سوره ۲۷، دقيقا.......... ۱۹ سوره است.

    ۶. مجموع شماره سوره ها از۱۹ تا ۲۷ (۲۷+۲۶+......+۱۲+۱۱+۱۰+۱۹) = ۳۴۲ يا ............۱۹۱۸.

    ۷. اين مجموع (۳۴۲) همچنين مساوى است با مجموع کلمات بين دو بسم الله سوره ۲۷، و ۳۴۲ =.................................۱۹۱۸.

    ۸. اولين آيات معروفى که اول وحى شد (۵-۱:۹۶) شامل ...........۱۹ کلمه است.

    ۹. اين اولين وحى ۱۰ کلمه اى، داراى ۷۶ حرف است ..................۱۹ ۴.

    ۱۰. سوره ۹۶ که از نظر ترتيب زمانى اولين سوره است، داراى ..........۱۹ آيه است.

    ۱۱. اين اولين سوره از نظر ترتيب زمانى، از آخر قرآن ...............۱۹ همين است.

    ۱۲. سوره ۹۶ شامل ۳۰۴ حرف عربى است، و ۳۰۴ ميشود............16۱۹

    ۱۳. آخرين سوره فرستاده شده(سوره ۱۱۰) شامل................۱۹ کلمه است.

    ۱۴. اولين آيه از آخرين سوره وحى شده (۱:۱۱۰) شامل ........۱۹ حرف است.

    ۱۵. ۱۴ حرف مختلف عربى، ۱۴ "پاراف قرآنى" مختلف (مانند ا . ل. م، از ۲:۱) را تشکيل ميدهند که در ابتداى ۲۹ سوره قرار دارند. مجموع اين اعداد ميشود ۱۴+۱۴+۲۹=۵۷ يا ۱۹۳.

    ۱۶. مجموع ۲۹ سوره اى که "پارافهاى قرآن" در آنها آمده است ميشود:
    ۸۲۲=۶۸+۵۰+..........+۷+۳+۲، و ۸۲۲+۱۴ (۱۴ مجموعه پارافها) ميشود ۸۳۶، يا ۱۹۴۴.

    ۱۷. بين اولين سوره پاراف دار(۲) و آخرين سوره پاراف دار (۶۸)، ۳۸ سوره بدون پاراف وجود دارد.........................۱۹۳۸.

    ۱۸. بين اولين و آخرين سوره هاى پاراف دار...................۱۹ مجموعه پاراف دار و بدون پاراف وجود دارد.

    ۱۹. ۳۰ عدد مختلف در قرآن تکرار شده است: ۱،۲،۳،۴،۵،۶،۷،۸،۱۹،۱۰،۱۱،۱۲، ۱۹،۲۰،۳۰،۴۰،۵۰،۶۰،۷۰،۸۰، ۹۹،۱۰۰،۲۰۰،۳۰۰،۱۰۰۰،۲۰۰۰،۳۰۰۰،۵۰۰۰،۵۰۰۰۰، ۱۰۰۰۰۰، مجموع اين اعداد ميشود ۱۶۲۱۴۶، که ميشود ......۱۹۸۵۳۴.
    اين خلاصه فشرده اى بود از معجزات ساده.

    انشاء رياضى

    قرآن پديده خاض و بى نظيرى در بر دارد که هرگز در کتاب ديگرى يافت نميشود. ۲۹ سوره با ۱۴ مجموعه مختلف به اسم "پارافهاى قرآنى" (امضاء مخفف قرآنى ) آغاز ميشوند که هر کدام شامل يک تا پنج حرف هستند. ۱۴ حرف، يعنى نصف حروف الفباء عربى، در اين مجموعه ها بکار رفته است. اهميت پارافهاى قرآنى از طريق الهى به مدت ۱۴ قرن حفظ شده بود و پنهان مانده بود. قرآن در آيات ۱۰:۲۰ و۶-۲۵:۴ درباره معجزه خود، یعنى اثبات نويسندگى الهى، ميگويد که مقدر شده بود تا براى زمانى تعيين شده از قبل، پنهان بماند:

    آنها گويند، "چرا معجزه اى از طرف پروردگارش بر او نيامد "آينده از آن خدا است، پس منتظر باشيد، و من هم با شما منتظر هستم." [۱۰:۲۰]
    کــسانى که کافر شدند گفتند، "اين دروغى است که او با کمک مردم ديگر جعل کرد. " آنها کفر گفته اند و دروغ. ديگران گفتند، "افسانه هاى قديمى است که او نوشته است؛ براى او شبانه روز ديکته شده." بگو، اين از طرف کــسى فرستاده شده است که راز آسمانها و زمين را ميداند. او عفو کنده است؛ مهربانترين.
    [۶-۲۵:۴]

    پارافهاى قرآن قسمت مهمى از معجزه رياضى قرآن را بر پايه عدد ۱۹، تشکيل ميدهند.


    هنگامکه تنها خدا ذکر شود، قلب کــسانى که به آخرت ايمان ندارند با بيزارى تنگ ميشود. اما وقتى ديگران در کنار او ذکر شوند، راضى ميشوند.

    منبع:سایت ساده اما پر محتوا

     تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

    فاصله ستارگان

     

     فَلا اُقْسِمُ بِمَوَاقِع النُّجُومِ – وَ إنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ – إنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ

    واقعه: ۷۵-۷۷

    ” به فواصل ستارگان سوگند یاد می کنم – سوگندی ه وقتی فواصل را دانستید سوگند بسیار بسیار بزرگی خواهد بود – که این قرآن، قرآن پرباری است “

    نکات آیات:

    1. فواصل میان ستارگان سرسام آور است
    2. روزی انسان فواصل ستارگان را اندازه خواهد گرفت و آنها را خواهد دانست

    ۱٫ فواصل میان ستارگان سرسام آور است:

    در زمان حضرت محمد (ص) انسان می دانسته که ستارگان خیلی از ما دور هستند. ولی اینکه فاصله آنها بسیار بسیار زیاد است طبعا کسی چیزی نمی دانسته است.

    فاصله خورشـید تا نزدیکترین ستاره تقـریباً ۴ سال و ۴ ماه نوری است. یعنی نور که ۳۰۰۰۰۰ کیلو متر در ثانیه میرود، ۴ سال و۴ ماه طول میکشد تا به آن ستاره برسد.

    سیروس کـه یکـی ازنزدیکترین ستاره ها به خورشید است ۸،۷ سال نوری دور است. نوری که ما از آن می بینیم تقریباً ۹ سال پیش آن ستاره را ترک کرده است.

    مواقع نجوم بمعنی فاصله ستاره ها نسبت به همدیگر نیز هست. چنانکه در تصویر میبینیم ما آنها را نزدیک بهم می بینیم، در حالیکه اینطور نیستند. بلکه فاصله های سرسام آوری از هم دارند.

    ۲ــ روزی انسان فواصل ستارگان را اندازه خواهد گرفت و آنها را  خواهد دانست:

    فعلاً انسان  فواصل ستارگان را اندازه گیری می کند و آنها را می داند.

     

    روز قیامت

     

     

    ۱۴ قرن پیش یعنی زمانی که علم نجوم بسیار ابتدایی بود ، قرآن مجید بیان کرد که دنیا در حال انبساط و گسترش است و این مطلبی است که علم اخیراً به این نتیجه رسیده!

    وَالسَّمَاء بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ

    و ما آسمان را با قدرت بنا کردیم‏، و همواره آن را وسعت مى‏بخشیم‏!

    تا اوایل قرن بیستم تنها نظریه ای که در دنیای علم رایج بود این بود که دنیا ثابت است و از زمان بدون آغاز (روز ازل) وجود داشته!

    پژوهش ، مشاهده و نتیجه گیری که با فن آوری جدید انجام گرفت ثابت کرد که شکل گیری دنیا دارای زمانی مشخص است و نیز پیوسته در حال گسترش است.


    در اوایل قرن بیستم ، یک فیزیک دان روسی به نام ((Alexander Friedmann)) و یک کیهان شناس بلژیکی به نام ((Georges Lemaitre)) به صورت تئوری محاسبه و برآورد کردند که جهان پیوسته در حال حرکت و گسترش است.

    این نظریه همچنین در سال 1929توسط اطلاعات مشاهداتی تایید شده بود.

    ستاره شناس آمریکایی ((Edwin Hubble)) معروف از طریق مشاهداتش ، زمانی که اجرام آسمانی را توسط تلسکوپ رصد می کرد ، ثابت کرده بود که ستاره ها و کهکشان ها پیوسته در حال دور شدن از هم هستند و این یعنی یک دنیای در حال انبساط.


    این حقیقت زمانی که هیچ کس از آن اطلاعی نداشت توسط قرآن مجید بیان شده بود.


    چون قرآن کلام حق مالک تمام هستی (جل جلاله) است.

     


    From the moment of the big bang, the universe has been constantly expanding at a great speed. Scientists compare the expanding universe to the surface of a balloon that is inflated.


     تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

    اهميت علمي روزه

     
     
    ارتباط بين دين با علم ، ارتباطي ناگسستني است . چرا كه خداوند متعال پديد آورنده آن مي باشد و با آفرينش كون و مكان ، ظهور و بروز علم در كنار دين نيز ضروري مي نمايد . بنابراين هم دين و هم علم ، دو حقيقتي هستند كه به ثبوت آفرينش منجر مي شوند . خداشناسي ديني كه از زبان اولياي الهي تبيين شده با خداشناسي طبيعي و كيهاني كه از زبان دانشمندان بيان شده است هر دو داراي مقبوليت و رواج مي باشد .
    در اينجا به تقارن ديدگاههاي ديني و علمي درخصوص علت و فلسفه وجود و وجوب روزه مي پردازيم . روزه و روزه داري نه تنها به خاطر تأمين سلامت و صحت بدن آدمي حائز اهميت مي باشد ، بلكه موجب تأمين سلامتي روح و جان نيز هست . چرا كه انسان موجودي است سه بعدي ، داراي بعد روح ،‌جسم و ذهن و هر سه بعد با يكديگر موجب معني يافتن وي مي شود . به عيارت ديگر چنانچه عقل و لزوم سلامتي جسمي آدمي حكم كند
    ...
    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 
    ادامه نوشته